الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

19

راه اصلاح يا امر به معروف و نهى از منكر (فارسى)

بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ ) « 1 » اگر هر درختى از درخت‌هاى روى زمين قلم‌ها شود و درياى محيط ، مركب گردد و هفت دريا بر آن افزوده شود كه كلمات و مخلوقات خدا نوشته شود ، كلمات الهى تمام نگردد . انسان هر چند فكرش عالى باشد ، از عهده تنظيم يك برنامه عملى صحيح و عادلانه و تشريع تعاليم جامع و مفيدى كه از هر جهت عالم بشريت را اداره نمايد بر نخواهد آمد ، و نخواهد توانست تنها به كمك خرد و انديشه خود ، نيكىها را از بدىها و معروف را از منكر تشخيص دهد ، مصالح و مفاسد همه امور را ادراك نمايد . بشر هر چه در قوه فهم و ادراك ، كامل و برجسته شود از فهم بسيارى از حقايق اظهار عجز مىكند . از حضرت باقرالعلوم عليه السلام مروى است كه فرمود : يَابْنَ آدَمَ ! لَوْ اكَلَ قَلْبَكَ طائرٌ لَمْ يُشْبِعْهُ وَبَصَرُكَ لَوْ وُضِعَ عَلَيْهِ خَرْقُ ابْرَةٍ لَغَطّاهُ تُريدُ أنْ تَعْرِفَ بِهِما مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَالْارْضِ . « 2 » اى پسر آدم ! هرگاه مرغى دل تو را بخورد او را سير نمىسازد و اگر سرِ سوزنى در چشم تو گذارده شود مىپوشاند او را و كور مىشوى ، با اين چشم و دل مىخواهى ملكوت آسمان‌ها و زمين را بشناسى . زمين در جنب اين نه طاق خضرا * چو خشخاشى بود بر روى دريا

--> ( 1 ) . سوره‌ى لقمان ، آيه‌ى 27 ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 73 ، ح 8 ( باب النهى عن الكلام فى الكيفية ) .